کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم!!!

کاش در باور هر روزه مان

جای تردید نمایان می شد

و سوالی که چرا سنگ شدیم

و چرا خاطر دریایی مان خشکیده ست؟

کاش می شد که شعار

جای خود را به شعوری می داد

تا چراغی گردد دست اندیشه مان

کاش می شد که کمی آینه پیدا می شد

تا ببینیم در آن صورت خسته این انسان را

شبح تار امانت داران

کاش پیدا می شد

در زندگی باران نباش ...

در زندگی باران نباش كه فكركنند خودت را

با منت به شیشه میكوبی؛ ابر باش تا

منتظرت باشند كه بیایی

تفنگهاي پر براي شليك به  مغزهاي پر ساخته شده اند

تفنگهاي پر براي شليك به

مغزهاي پر ساخته شده اند

و مغزهاي خالي براي پر كردن

اين تفنگها !

گرگها هم شايد ...

اينجا گرگها هم شايد افسردگي مفرط

دارند چون بجاي اينكه گوسفند بدزدند و

بدرند و بخورند مي نشينند و به صداي ني

چوپان گوش ميكنند و هاي هاي گريه

ميكنند

از مرگ نترسید !!!

از مرگ نترسید

از این بترسید :

که قبل از مرگ چیزی در درون شما بنام

” انسانیت بمیرد...

دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،
می خواهم بدانم،

دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای
خوشبختی خودت دعا کنی؟

جملات زیبا و کوتاه از حسین پناهی دژکوه


جملات زیبا و کوتاه از حسین پناهی دژکوه شاعر و نویسنده وکارگردان و بازیگر ایرانی که در ۱۴ مرداد ۱۳۸۳ و در سن ۴۹ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در قبرستان شهر سوق به وصیت خود ایشان فقط به خاطر اینکه مادرش در آنجا دفن شده‌است، به خاک سپرده شد.

 
*
اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!!

*
می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است …

ادامه نوشته

نماز از دیدگاه دکتر علی شریعتی

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

ادامه نوشته

خدا پرسید میخوری یا میبری؟

خدا پرسید میخوری یا میبری؟

و من گرسنه پاسخ دادم میخورم
چه میدانستم لذت ها را می برند، حسرتها را می خورند … ؟

سخنی از حسین پناهی

دوست داشتن و مالکیت

دوست داشتن،بهترین شکل مالکیت است

و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن . . .

حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز در 15 جمله

در سن 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر میدانند، و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یادگرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز 8ساعته و پدر را از یک شب8ساعته محروم می کند
در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

ادامه نوشته

احمق ها و دانایان + حقیقت و دروغ

مشکل دنیا این است که احمق ها کاملا به خود یقیین دارند، درحالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند.      برتراند راسل


هرگز با یک احمق بحث نکنید تماشاگران توانایی بیان تفاوت میان شما و احمق را ندارند!      مارک تواین


آنکه حقیقت را نمی داند فقط بی شعور است امام آنکه حقیقت را می داند و آن را دروغ می نامد تبهکار است.     برتولت برشت

نیاز به قهرمان !!!

هنگامیکه گالیله در اثر شکنجه و تهدیدات کلیسا مجبور شد به اشتباه خود پی ببرد و به صاف بودن کره زمین "اعتراف" کند، یکی از شاگردان گالیله به سمت او آمد و تف بر زمین انداخت و
گفت: تف به سرزمینی که قهرمان ندارد.
گالیله در جواب گفت: تف به سرزمینی که به قهرمان احتیاج دارد...!!

گاهــی لازمــه

گاهــی لازمــه


آدما گاهی لازمه

چند وقت کرکره شونو بکشن پایین

یه پارچه سیاه بزنن درش و بنویسن :

کسی نمرده

فقط دلم گرفته

جمله ای زیبا از دکتـر ویـن دایـر

دنیا مانند پژواك اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."  دکتـر ویـن دایـر


سنگ قبر جالب اندیشمند آلمانی +عکس

حدیثی که بر سنگ قبر شرق شناس آلمانی نقش بسته است.
 بر روی سنگ قبر آنه ماری شیمل ( Annemarie Schimmel ) با خط زیبای نستعلیق این کلمات نورانی از امیر المؤمنین علی ع نقش بسته است که:
    
( الناس نیام فاذا ماتوا انتبهو . مردم خوابند و وقتی می میرند بیدار خواهند شد )
 
 آنه ماری شیمل یکی از معدود مستشرقانی بود که بسیاری از وجوه تاریخ اسلام را با انصاف نگریسته است به گونه ای که برخی او را عاشق جهان اسلام تلقی می کنند. عاشقی که هزینه عشق خود به جهان اسلام را نیز پرداخته است.

تيغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار      هرچه میخواهی ببر اما مبر نان کسی

می بخور منبر بسوزان مردم آزاري مكن...

مردي نبود فتاده را پاي زدن

گر دست فتاده‌اي بگيري مردي

در اين دنيا كه مردانش عصا از كور مي‌دزدند

من از خوش‌باوري آنجا محبت جست ‌و جو كردم

من از روييدن خار سر ديوار دانستم

كه ناكس ،‌ كس نمي‌گردد بدين بالانشستنها

تيغ بران گر بدستت داد چرخ روزگار

هرچه مي خواهي ببر اما نبر نان کسي

------------------

اما بزرگان چه خوش گفته اند که :

يکروز رسيد غمي به اندازه کوه

يکروز رسيد نشاط اندازه دشت

افسانه زندگي چنين است عزيز

در سايه کوه بايد از دشت گذشت

آرام زندگي كن

كتاب: «تائو ت ِ چنگ» نوشته: لائوتسه

 هيچ چيز در اين جهان چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است، چيز ديگري ‌ياراي مقابله با آب را ندارد.نرمي بر سختي غلبه مي كند و لطافت بر خشونت.همه اين را مي دانند ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.انسان، نرم و لطيف زاده مي شود و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرندو به هنگام مرگ خشك و شكننده.پس هر كه سخت و خشك است، مرگش نزديك شده و هر كه نرم و انعطاف پذير، سرشار از زندگي است.آرام زندگي كن!

آینده از نگاه حسین پناهی

به قـــولِ حسین پناهی،
این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند

گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، یك انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند !!
مراقب بعضی یک ها باشیم ...

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند .

وجودم تنها یک حرف است  ...

وجودم تنها یک «حرف» است و زیستنم گفتن آن «حرف» است ...
                                                                                علی شریعتی

دوستـی با ایـن اشـخاص را به هم بزنیـد

همه ما دوست داریم باور کنیم که نزدیکان مان آدم‌هایی متعادل، شاد و دارای ذهنی سالم هستند اما بارها پیش آمده که متوجه شدیم واقعیت غیر از این است. تصور کنید یکی از بهترین روزهای زندگی تان را آغاز کرده اید و خدا را برای همه زیبایی‌ها و نعمت‌هایش شکر می‌کنید که ناگهان رویارویی با یکی از آشنایان بلافاصله شما را از عرش به زیر می‌آورد. حتی اگر انسانی خوشبین و مثبت باشید، در کنار چنین اشخاصی منفی خواهید شد. از بدترین نوع شخصیت‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد که باید از آنها دوری کرد:

● خودشیفته ‌ها
این افراد شدیدا حس خودبزرگ بینی دارند و چنین می‌پندارند که دنیا گرد آنها می‌چرخد. این افراد مانند کنترل گرها موذی و حیله گر نیستند و تا حدی آشکار خواسته‌های خود را بیان می‌کنند. گاهی به نظر می‌رسد باید به آنها گفت: "فقط خودت مهم نیستی که!" این افراد فقط خواسته‌های خود را در نظر می‌گیرند و نیازهای شما به باد فراموشی گرفته می‌شود. در این رابطه شما احساس یاس و سرخوردگی پیدا می‌کنید. آنها چنان انرژی شما را صرف خواسته‌ها و امیال خود می‌کنند که دیگر چیزی برای خودتان باقی نمی‌ماند.

● منفی گراها

این دسته قادر به درک خوبی‌ها و شادی‌ها نیستند. اگر به آنها بگویید که امروز روز بسیار قشنگی است حتما از اتفاق ناگوار قریب الوقوعی خبر می‌دهند؛ اگر از موفقیت امتحان میان ترم خود خبر دهید، در مقابل از سختی امتحانات نهایی به شما هشدار می‌دهند. آنها شادی را نابود می‌کنند. دید مثبت شما به زندگی جای خود را به بدبینی و منفی بافی می‌دهد. قبل از آنکه متوجه شوید، منفی گرایی در ذهن و روح شما جایگزین شده و همه شادی‌ها پشت شیشه‌های خاکستری پنهان می‌شود

● افرادی که همیشه در مورد دیگران قضاوت می‌کنند

مواردی که شما زیبا و دلفریب می‌بینید، به نظر این افراد عجیب و غیرجذاب است. اگر شما نظر جدیدی را جالب بدانید، این افراد آن را به کل اشتباه می‌شمارند. اگر شما سلیقه دوستی را ستایش کنید، آنها آن را بد یا مایه نگرانی قلمداد می‌کنند. افراد همیشه قاضی تقریبا مانند منفی گراها هستند. اگر قسمت اعظم وقت خود را با اینگونه افراد بگذرانید، طولی نمی‌کشد که شما هم یکی از آنها خواهید شد.

● خود رای‌ها

تخصص این عده کنترل دیگران به نفع خودشان است؛ و ممکن است چنان مهارتی هم داشته باشند که شما اصلا متوجه کنترل آنها نشوید تا زمانی که دیگر دیر شده است. این افراد نقطه ضعف‌های شما را پیدا می‌کنند و از این طریق به خواسته‌های خود می‌رسند. این افراد باورها و اعتماد به نفس شما را هدف قرار می‌دهند. این افراد راهی برای اجبار شما به انجام کاری پیدا می‌کنند که لزوما انجام نمی‌دهید و به این ترتیب شما احساس هویت، اولویت‌های شخصی و توانایی درک واقعیت مساله را ازدست می‌دهید و به ناگاه دنیا حول محور خواسته‌ها و اولویت‌های آنها قرار می‌گیرد.

ادامه نوشته

از 3 نفر هرگز متنفر نباش  و ...

از 3 نفر هرگز متنفر نباش :

فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
... چـون بهتـرینن

: سه نفر رو هرگز نرنجون
اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ـی ها
... چـون صادقن

: سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت برن
شهریوری‌ ها ، آذری‌ ها ،آبانی ها
... چـون به درد دلت گوش میدن

: سه نفر رو هرگز از دست نده
مرداد ـی ها ، خرداد ـی ها ، بهمن ـی ها
 چـون دوست ِ واقعی ان

دوستي

دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه

هر چي بيشتر بموني رفتنت سخت ميشه

وقتي هم كه بري جاي پات براي هميشه مي مونه

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی

  Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»

Three things in life that, once gone, never come back
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند


Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that destroy us
سه چیز ما را نابود می کنند

Arrogance
تکبر

Greed
زیاده طلبی

Anger
عصبانیت

ادامه نوشته

آدم ها و کمربند

بعضی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمر بندن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان

فقر از ديدگاه دكتر علي شريعتي

ميخواهم  بگويم ......
فقر  همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......
فقر ، چيزي را  " نداشتن " است ، ولي  ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......
فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ،  همه جا سر ميكشد ........
                    فقر ، شب را " بي غذا  " سر كردن نيست ..
                  فقر ، روز را  " بي انديشه"   سر كردن است ..

انديشه هاي درست در دنياي سازماني و كارمندي

میز بزرگ

دریک سازمان میز بزرگ داشتن هنر نیست ، دل بزرگ داشتن هنر است . چون پشت یک میز هرچه بزرگ باشد یک نفر جای خواهد گرفت .

ولی در درون دل بزرگ ، انسانها که سهل است خدا هم جای می گیرد .

 ارزش کارمند

 ارزش یک کارمند را موقعیت و پست سازمانی او مشخص نمی کند ، بلکه ارزش هرکارمندی وابسته به میزان رضایتی است که درمشتری ایجاد می کند. زیرا رضایت خالق نیز با رضایت مخلوق به دست می آید .

ارتقای شغلی

قانون ارتقای شغلی این است که ابتدا توانمندی و شایستگی داشتن پست و سمت بالارا بدست آوری و سپس از پله های ترقی نردبان بالاروی.

فقط به خاطر بسپار که در آخر ، نردبان را  نینداز ی زیرا ممکن است افراد دیگری نیز هم مثل تو بخواهند خود را بالابکشند .

فکر

درسازمانی که همه افرادش  یکسان می اندیشند ، درحقیقت هیچ کس فکر نمی کند .

سازمانهایی که به اندازه ی افراد خود فکر دارند بیش از مسائل خود، راه حل دارند .

پرسش های خوب

بهترین سازمانها ، آن هایی هستند که افراد را تشویق به پرسیدن سوالات جدید می کنند.

بدترین سازمانها آنهایی هستند که جواب های پنجاه سال پیش را درحل مسائل جدید امتحان می کنند .

شاخص اقتصادی از دیدگاه شاه عباس ...

شاه عباس از وزير خود پرسيد: "امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"
وزير گفت: "الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!" 
شاه عباس گفت: "نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه‌دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."

تحليل حكايت :
1 يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سازمان باشد.
2 در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.

ماجراها و  چیـــزهای کوچـــک زنــدگی + 11سپتامبر

 
After Sept. 11th one company invited the remaining members of other companies who had been decimated by the attack on the Twin Towers to share ! their available office space

بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که افرادش از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند


At a morning meeting, the head of security told stories of why these people were alive and all the stories were just

در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود
...
..
.

As you might know, the head of the company survived that day because his son started kindergarten
مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود
و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت


Another fellow was alive because it was his turn to bring donuts
همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد


One woman was late because her alarm clock didn''t go off in time
یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد

One of them missed his bus
یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد


One spilled food on her clothes and had to taketime to change
یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباسش تاخیر کرد


One''scar wouldn''t start
اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود


One went back to answer the telephone
یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد


One had achild that dawdledand didn''t get ready as soon as he should have
یکی دیگر تاخیر بچه اش باعث شده بود که نتواند سروقت حاضر شود


ادامه نوشته